خرید بک لینک
یادمه چند سال پیش یه کامنت برای کسی گذاشتم و گفته بودم

(گاهی وقتا ادما توی این شرایط به یک تنهایی درونی نیاز دارن یک دوتا چهارتا کردن و پیدا کردن کوچک ترین دلیل برای ادامه ....
امیدوارم اون برق کوچیک برای ادامه رو پیدا کنین ۱سالو نیم شاید مهم باشه ولی ادامه زندگیتون که معلوم نیست چند تا از این یک سالو نیماس هنوز هست ....
پس نمیشه جا زد پس باید با اینکه خسته ای دستتو به زمین بگیری و بلند شی ....
امیدوارم بهتر شین...)

و اون جواب داده بود (بعضی آذما یجورین که لحن حرف زدنشونم از نوشته هاشون پیداست...
یعضی آدما میگن جا نزن ولی خودشون جا میزنن...
...)

اون روزا یادمه ازاین جواب حرص خوردم و حتی به خودم شک کردم که ممکنه ادم جا زدن باشم؟

ولی امروز که باز این کامنتو توی همون وبلاگ دیدم و خودمو دیدم لبخند زدم چون تا الان به این

نتیجه رسیدم شده خسته شم زندگیم سخت شه و گاهی مزخرف شده ولی جا نزدم و دوباره شروع کردم

هنوز امید داشتم

و امیدوارم در اینده هم همینطور باشه...


بیشتر وقتا اخر نوشته هام یا کامنتام یه سه نقطه هست

این سه نقطه شاید به دیدی خیلیا فقط سه نقطه باشه ولی برای من

کوله باری از حس و احساسه که کلمات نمی تونن حجمشو تحمل کنن...

برچسب: کامنت,سفید, نویسنده: کامران صفری تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 17:39

صفحه بندی