دلتنگیام که به شهریور میرسه نفس گیر میشن بی شرفا می خوان جونمو بگیرن چهار سال پیش یاسی تو از پیشمون رفتی چهار سال گذشته از ۱۳شهریور ساعت هشت شب و اون تصادف لعنتی باورمون نشده هنوز مثلا همیشه فک می کنم خونتونی ولی نیستی و اما بابا بزرگی نبودن توام شد یک سال جمعه ۵یا۴شهریور بود پارسال بغلم کردی و از پیشت رفتم و 7شهریور خبر سکته قلبیت ساعت ۸صبح از پا درمون اورد دلتنگتون خیلیی ببین منه فراموش کار چطور تاریخ نبودناتون روی مخ لعنتیم حک شده
برچسب:
نویسنده: کامران صفری