مثل همین ملیکا که می گفت چند وقت پیش داشته فیلم می دیده طرف سرطان داشته
وسط فیلم یاد من افتاده و هم واسه سوزناکی فیلم اشک میریخته هم فوش نسار منه بی نوا می کرده
حس می کنم خیلی از کسایی که سرطان داشتن خدا دوسشون داشته بیشتر از منو شما
ادمی که سرطان داره نیاز نیست یهو از دنیا دل بکنه و براش وحشتناک باشه اروم اروم از دنیا فاصله
میگیره و به خدا نزدیک تر میشه حتی اگه خوب شه یه حسیو نزدکیت تر از ما شاید به خدا
داشته باشه ....
ادمی که سرطان داره حس می کنم بیشتر می تونه از لبخند یه کودک ذوق کنه و لذت ببره
تامنو شما بیشتر طراوتو توی وجودش می تونه حس کنه البته این بستگی به شخصیتش داره
ادمی که سرطان داره حداعقل تخمین اینو داره که کی قراره دیگه بلند نشه یا اینو قبول می کنه
فردا شاید بیدار نشه حریص نیست این ادم هر روز که از خواب پا میشه قدر هر نفسشو میدونه
چیزی که به چشم ما نمیاد
تازه کسی که سرطان داره دیدین چقدر عزیز میشه واسه همه درست مثل یه ادم سالم که بعد از
مرگش معلوم میشه پیش کیا چقدر عزیز بوده و اون زودتر می تونه اگه قراره کسیو ببخشه ببخشه
اگه قراره بخشیده بشه حلالیت بگیر...
راستشو شاید من سرطانو دوست دارم چون از مرگ یهوو وحشت دارم ...
ولی اینو می دونم این مرگو به یهو تصادف کردن یا یهویی مردن ترجیح میدم..
برچسب: سرطان,
نویسنده: کامران صفری