شروع جنگ من

متن مرتبط با «خنده» در سایت شروع جنگ من نوشته شده است

خنده و گریه

  • نیلوبلاگ

    در این روزهای داغون به طور عجیبی ارومم و کنار اومدم با اتفاق افتاده شده همیشه هینطور بوده توی مواقع بد بطور عجیبی ارومم و یهو وقتی همه اطرافیان اروم شدناز درون داغون میشم و دوباره بعد از دورانی خوب میشم عجوبه ای هستم من راستی تا حالا شده بشینی دور هم و با صدای بلند خاطره تعریف کنید و بخندید بعد یهو ببینین همتون چشماتون خیسه خیسه .... این خاطره و خنده ها خیلی درد داره خیلییییی این روزا چقدر از ا...

    ادامه مطلب
  • خنده و اشک

  • نیلوبلاگ

    زندگی بازی قشنگی باهام داره بعد از هر خنده یه جوری اشکمو در میاره که خودم می مونم توش همیشه ام همینطور بوده دهش سرویس انگار خوشش میاد ولی نمی دونه اونقدر می خندم تا خسته شههههههههههه......

    ادامه مطلب
  • خنده هامو پس بدین...

  • نیلوبلاگ

    خنده هامو پس بدین... دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت ۱۳۹۶ • 20:5 ملی همش بهم میگه نگین چرا الکی بزور می خندی ... برگشتم بهش گفتم خندیدن و یادم رفته می ترسم اگه همینقدرم اداشو در نیارم سنگ شم:( . . . دست خودم نیست شاید قبلا با هر اتفاقی بازم خنده روی لبم بود ولی حالا نمی دونم چه مرگمه... سرگردان • ...

    ادامه مطلب